محمدتقى نورى
286
اشرف التواريخ ( فارسي )
به رسم « 1 » پيشكش انفاذ دربار فلكمدار شاهزادهء جم مقدار « 2 » نموده ، مورد تحسين و سزاوار آفرين گشته ، به انعام دو هزار تومان عراقى و دو دست خلعت آفتاب طلعت « 3 » سرافرازى يافت . در اوانى كه مواكب ظفر مأنوس از فتح كفرهء روس نهضت به مستقر خلافت « 4 » فرموده بودند ، يكى از آن دو اسب را « 5 » كه هردو سر خنگ قوىهيكل خوشرنگ صبا رفتار ثعبان آهنگ بودند كه فى الحقيقه ثالث آنها ، اگر فرضا وجود داشته ، از قبيل وجود عنقا خواهد بود ، مصحوب محمّد خان نسقچىباشى « 6 » انفاذ دربار شاهنشاهى نمودند . « 7 » من جميع الجهات مطبوع طبع مشكلپسند پادشاهى آمد « 8 » و محمّد خان به مكارم پادشاهى جم جاه « 9 » اختصاص يافته ، با حصول كام و نيل مرام مراجعت به ركاب نصرت فرجام شاهزادهء فلك احتشام نموده ، در بيست و چهارم شهر ذى قعده جبههء مراد به خاك آستان مروّتنشان اشرف سوده ، كيفيّت خوشنودى و رضامندى پادشاه عالم « 10 » پناه را از پسند اسب مزبور و مقبولى طبع مبارك معروض داشته « 11 » ، مورد نوازش « 12 » گرديد و به جهت ابلاغ پيشكشى « 13 » اين سال محمّد ربيع خان قور يساولباشى كه به قدمت خدمت از همگنان رتبهء برترى داشت ، مأمور شده ، ( 111 الف ) با « 14 » ده سر اسب راهوار صبا رفتار كه هركدام به خوبى بىنظير « 15 » و مشهور عالم بودند ، در دويّم شهر ذى حجة الحرام 1220 « 16 » مأمور به دربار پادشاه گردون غلام گرديد . « 17 »
--> ( 1 ) . مج : بر سبيل . ( 2 ) . مج : دربار مكرمت اختصاص شاهزادهء فلكمقدار . ( 3 ) . مج : خلعت فاخر . ( 4 ) . مج : سلطنت . ( 5 ) . مج : « را » ندارد . ( 6 ) . مج : سرخنگ خوشرنگ قوىهيكل نازكاندام خوشسيماى با رعونت و طنازى بودند كه ثالث نداشتند به صحابت محمّد خان نسقچىباشى به رسم پيشكش . ( 7 ) . مج : نموده كه . ( 8 ) . مج : شاهنشاهى شده ، آن اسب نادره بىنظير در عراق ضرب المثل و مقبول برنا و پير كرده . ( 9 ) . مج : « جم جاه » ندارد . ( 10 ) . مج : عالميان . ( 11 ) . مج : از گسيل اسب نادره عرض نموده . ( 12 ) . مج : نوازشات . ( 13 ) . مج : پيشكش نوروزى . ( 14 ) . مج : « با » ندارد . ( 15 ) . مج : نظير نداشتند . ( 16 ) . مج : ذيحجه الحرام 1220 . ( 17 ) . مج : گرديده .